|
سيد محمدمهدي موسوي
در انتهاي تخريب رسانه اي دولت نهم يكي از روزنامه هاي منتقد در تاريخ
19/2/87 در قالب مقالهاي يك بار ديگر نقد غير منصفانه خويش را در قبال
عملكرد دولت فعلي به رخ كشيد
در اين مقاله نويسنده با تعريف و تمجيد جالب توجه از دولت آقاي خاتمي چنين مي
آورد: «... فرصت تاريخي و بي سابقه ايران براي توسعه و شكوفايي در دوران
هماهنگ دولت نهم و مجلس هفتم و ساير قوا و شرايط بسيار مساعد اقتصادي، سياسي
و اجتماعي به جاي مانده از دوران اصلاحات و خصوصا درلت آقاي خاتمي به راحتي
از كف رفت ...در ادامه همچنين مي خوانيم: «در اين مدت (عمر طي شده از دولت
نهم) به رغم هشدارهاي صاحب نظران، دلسوزان، علاقهمندان و صاحبان اصلي! اين
آب و خاك و انقلاب، دولت نهم با كارنامهايي نامطلوب آنچنان عرصه بر همگان چه
خودي و چه غير خودي از اصولگرايان همراه تا اطلاح طلبان منتقد و اصولگرايان
منتقد و وطن پرستان ملي گرا، تنگ ساخته است و راه انتقاد، اصلاح و پيشرفت را
بر توسعه كشور سد كرده است كه به نظر نمي رسد تا زماني طولاني بشود كشور را
مجددا به مسير سازندگي و توسعه و اهداف برنامه چهارم توسعه و چشم انداز بيست
ساله باز گرداند
جالب اينكه نگارنده در ادامه با اذغان به نيت خيرخواهانه و عدالت طلبانه دولت
نهم و شخص رئيس جمهور، اقدامات اين دولت را بي نتيجه تلقي كرده و گفته است:
«عملكرد غير علمي، بي برنامه و فرد گرايي دولت نهم در عرصه اقتصاد صداي همگان
از مردم گرفته تا ساير نهادها را در آورده و امروز اوضاع اقتصادي كشور و شاخص
هاي مهم اقتصادي به حد نامطلوبي رسيده است. شايد بهتر باشد كه بگوييم اين
شرايط ناگوار اشك همه را جاري ساخته است».
در رابطه با ادعاهاي اين روزنامه مبني بر ناكارآمدي دولت نهم ذكر چند نكته
ولو به طور اختصار براي روشن شدن ابعاد مساله ضروري است:
1- نويسنده يادداشت مورد اشاره ضمن سياه نمايي عملكرد دولت، بالاتر از اين حق
تهمت اختناق را به رئيس جمهور زده و از بسته بودن راه انتقاد براي همه – از
سياسيون تا توده مردم – سخن گفته است و اين در حالي است كه مشي دولت دكتر
احمدي نژاد خلاف اين ادعا را نشان مي دهد چه آنكه حركت بديع نشست چندين ساعته
رئيس جمهور با منتقدان اقتصادي، همچنين پاسخگوي مداوم ايشان به مسائل جاري
كشور در رسانه هاي عمومي و به خصوص صدا وسيما به خوبي حكايت از روحيه انتقاد
پذير اين دولت دارد.
2- نكته قابل توجه ديگر اينكه وي همچنين خود را در مقام سخنگوي 70 ميليون
ايراني فرض كرده و از نارضايتي همه مردم دم زده است. ذكر اين مساله وقتي جالب
تر مي شود كه بدانيم اين فرد و همه سالكان سياسياش بارها نسبت به اينكه جناح
مقابل خود را قيم مردم معرفي كنند گلايه كرده و با طرح اين نكته كه مردم قيم
نمي خواهند خود را حامي يگانه حقوق مردم قلمداد كرده اند از اين رو بايد گفت
بي هيچ ترديدي وجود چنين رويه طلبكارانه و قيم مآبانه در ميان نويسندگان و
اهالي مطبوعات جناح موسوم به اصلاح طلب، از اساس اصلاح طلبي و حق مداري
منافات دارد و لذا اميد مي رود كه اين مشي نادرست در آينده نزديك اصلاح شود.
3- نگاه به برخي آمارهاي اقتصادي دولت نهم، خود ميزان درستي ادعاي اين دوستان
را مشخص مي كند كه در اينجا به مهمترين آنها در سال گذشته اشاره مي گردد:
الف: براساس آمار نرخ بيكاري در سال 86 نسبت به سال 85، 7درصد كاهش داشته
است كه كارشناسان اقتصادي دليل آن را افزايش فرصت هاي شغلي ايجاد شده در اثر
افزايش رشد توليد و نيز اجراي سياست هاي فعال بازار كار، عنوان كرده اند.
ب: براساس محاسبات فعلي اقتصاد ايران، توليد ناخالص داخلي كشور در سال 85 در
مقايسه با سال 76 گوياي رشد 6/7 درصدي بوده است، ضمن آنكه به گفته وزير سابق
امور اقتصادي و دارايي ميانگين رشد اقتصادي در سال اول خدمت دولت نهم به نسبت
دو سال دولت قبل بيشتر بوده است.
4- نكته پاياني هم اينكه مطالب مطرح شده به هيچ وجه به معناي دفاع كامل از
دولت مردان فعلي نيست چرا كه نقايص و كمبودهاي فعلي به ويژه در خصوص بحث
گراني و تورم به شدت عوارض نامطلوب خود را نشان مي دهد و اين موضوع بايد عزم
مسئولان در خصوص اصلاح سياست هاي غلط گذشته و تقويت رويكردهاي اميدوار كننده
را جدي نمايد تا به ياري خداوند لبخند رضايت بر لبان مردم و رهبري نقش
بربندد.
|